اخبار اخبار

«بازگشت

پیروزی انقلاب اسلامی ایران

 

انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و مردم انقلابی، اداره حکومت کشور را به دست گرفتند. سال 1357 در حالی آغاز شد که صدای مهیب انفجار خشم مردم که از 19 دی سال 1356 در قم آغاز شده بود از تبریز، یزد، جهرم، کازرون، تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، رفسنجان، همدان، نجف آباد و سایر شهرهای ایران به گوش شاه و آمریکا می رسید. امام خمینی (ره) با آنکه از ایران دور بودند حوادث انقلاب را روز به روز هدایت می کردند. پیام ها و اعلامیه ها و مصاحبه های امام پی درپی از نجف می رسید و بلافاصله به صورت های مختلف اعلامیه و نوار تکثیر می شد و در اختیار مردم قرارمی گرفت. امام، مردم را به سرنگونی رژیم شاه دعوت می کردند و از توطئه هایی که ممکن بود انقلاب را به انحراف بکشاند، آگاه می ساختند.

رمضان سال 1357

روز عید فطر مردم در بسیاری از شهرهای ایران پس از نماز باشکوه عید علیه رژیم تظاهرات کردند. در این میان باشکوه تر از همه، تظاهرات عظیم میلیونی مردم تهران بود که از صبح تا ساعت 4 بعدازظهر ادامه داشت و ازنظر کثرت جمعیت و وحدت کلمه مردم و مخالفت صریح با شاه تا آن زمان بی نظیر بود و رژیم را به شدت وحشت زده کرد. روز پنجشنبه 16 شهریور شاهد حضور یکپارچه زنان مسلمان بودیم که با پوشش اسلامی و شعارهای پرشور و کوبنده خود شکوه و معنای خاصی به تظاهرات داده بودند. حضور زنان در راهپیمایی نشانه آن بود که رژیم شاه در همه کوشش هایی که برای جدا ساختن آنان از دین و روحانیت کرده بود شکست خورده و از جمله شعارهای مردم در این تظاهرات: «استقلال آزادی جمهوری اسلامی» و «الله اکبر خمینی رهبر» بود. مردم هنگام عبور از کنار کامیون های ارتشی به سوی آن ها گل پرتاب می کردند و فریاد می زدند: «برادر ارتشی چرا برادرکشی» این شعار، رژیم را که می خواست از ارتش برای سرکوبی ملت استفاده کند سخت عصبانی می کرد.

 17 شهریور سال 1357

در راهپیمایی روز پنجشنبه 16 شهریور مردم اعلام کردند که فردا صبح دوباره از میدان شهدا حرکت خواهند کرد. در نخستین ساعات صبح روز جمعه 17 شهریور رادیو اعلامیه دولت را که خبر از برقراری حکومت نظامی در تهران و 11 شهر دیگر ایران می داد، با لحنی تهدیدآمیز به تکرار قرائت کرد و از مردم خواست که در خیابان ها و معابر اجتماع نکنند و به خانه های خود بازگردند، اما مردم تهران در آن روز در برابر گلوله های دژخیمان ایستادند و فریاد الله اکبر، خمینی رهبر و مرگ بر شاه سر دادند. مزدوران شاه، زنان و مردان مسلمان و دلیر را به گلوله بستند. هیچ کس به درستی نمی داند که در آن روز چند هزار نفر از مردم تهران به شهادت رسیدند، آن قدر مسلم بود که از صبح تا عصر محلات جنوبی تهران پر از کامیون های نیروهای مسلح شاه و آکنده از صدای رگبار تیر و آمبولانس ها و بیمارستان ها نیز مملو از شهیدان و مجروحان بود. تعداد زیادی از زنان و دختران جوان نیز در میان شهیدان وجود داشتند و چادرهای سیاهشان به خون پیکرشان آغشته بود. 17 شهریور و روز تجلی ایمان و اراده ملت و روز حماسه و فداکاری و روز افتخار اسلام و مسلمین شد و به صورت نقطه عطفی در تاریخ انقلاب درآمد.

 آغاز ماه محرم

ماه محرم نزدیک بود و همه می دانستند که با طلوع این ماه خیزش و جهش جدیدی در انقلاب پیدا خواهد شد. امام خمینی چکیده فرهنگ اسلامی و جامعه شناس واقعی جامعه ایران بودند، ظرفیت انقلاب محرم را خوب می شناختند. این بود که چند روز قبل از ماه محرم با پیامی فصیح که از آن عطر کلام حق به مشام می رسید، دل ها را متوجه کربلای حسینی کردند و فرمودند: با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد. ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله را بر جبهه ستمکاران و حکومت های شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ راه پیروزی خون بر سرنیزه را آموخت. ماهی که شکست ابرقدرت ها را در مقابل کلمه حق به ثبت رساند. ماهی که امام مسلمین راه مبارزه با ستمکاران را به ما آموخت.

 راهپیمایی تاسوعا و عاشورا

نهضت امام خمینی از آغاز متکی و مبتنی بر نهضت امام حسین (ع) بود. واقعه 15 خرداد سال 1342 هجری شمسی در ماه محرم و 2 روز پس از عاشورا واقع شده بود. این بار هم تاسوعا و عاشورای دیگری پس از 15 سال فرا رسیده و ملت آماده بود تا با شعار کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، حماسه عاشورا را بار دیگر در برابر یزید زمان تکرار کند.

 اعلام تشکیل شورای انقلاب

روز 23 دی ماه در اجتماع عظیمی که مردم به مناسبت گشایش دانشگاه تهران برپا کرده بودند، پیامی از امام خمینی (ره) قرائت شد که در آن رسماً تشکیل شورای انقلاب اعلام شده بود. در قسمتی از این پیام آمده بود: «به موجب حق شرعی و بر اساس اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد باصلاحیت و مسلمان و متعهد مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. این شورا موظف به امور معین و مشخصی شده است که از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفی و شروع به کار خواهد نمود.» این نخستین بار بود که رسماً از سوی رهبر انقلاب تشکیلات و برنامه های آینده حکومت اسلامی اعلام می شد. این خبر در داخل و خارج از کشور انعکاس وسیعی یافت و به مردم که پیروزی را نزدیک می دیدند، دلگرمی بیشتری بخشید و در کنار مبارزات ویرانگر، نشانه های حرکتی سازنده را برای آینده انقلاب آشکار کرد. فرار شاه نزدیک به 10 روز پس از نخست وزیری بختیار، شاه با تشکیل شورای سلطنت در 26 دی ماه 57 از کشور خارج شد.

فرار شاه

نخستین قدم در راه پیروزی بود. مردم توانسته بودند طاغوت پر نخوت زمانه را که 37 سال غاصبانه و به زور بر مال آن ها حکومت کرده بود، مجبور به فرار کنند. شادی و شعف مردم پس از شنیدن خبر فرار شاه دیدنی بود و خاطره آن روز هرگز از ذهن ملت فراموش نمی شود.

بازگشت امام خمینی(ره) به وطن

سرانجام صبح روز 12 بهمن 1357 بود که رهبر انقلاب به روی پله های هواپیما ظاهر گردیدند. جمعیت انبوهی که به استقبال رهبر خود رفته بودند در فرودگاه و در طول مسیر آن تا بهشت زهرا در طرفین خیابان ساعت ها به انتظار نشسته بودند تا حتی یک لحظه از نزدیک چهره نورانی رهبر دور از وطن خویش را ببینند. همه شهر گل باران و چراغانی بود. خنده از لب های هیچ کس دور نمی شد. میلیون ها انسان که از سراسر ایران برای دیدار امام خمینی (ره) به تهران آمده بودند در انتظار بودند. عده ای نیز در شهرستان ها دقیقه شماری می کردند. در فرودگاه عده ای از علما و یاران دیرین امام خمینی (ره) به استقبال آمده بودند. امام خمینی (ره) قصد داشتند ابتدا در دانشگاه تهران چند دقیقه صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیرممکن می نمود، لذا مستقیماً به بهشت زهرا تغییر مسیر دادند و این خود نمایانگر احترام و ارزشی است که امام خمینی (ره) به شهیدان و راه آن ها دارند که به جای رفتن به هر محل دیگر بهشت زهرا را پس از 15 سال دوری از وطن جهت سخنرانی انتخاب می کنند. مقصد امام خمینی (ره) در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن 17 شهریور بود.

 اعلام تشکیل دولت موقت

امام پس از بازگشت از بهشت زهرا در یک اقامتگاه ساده در جنوب شهر منزل گزیدند. پس از ورود امام، سیل جمعیت بی وقفه برای دیدار در جریان بود. مردم اندک اندک با مقدماتی که برای ورود امام و استقبال از ایشان ترتیب داده بودند آمادگی تشکیلاتی پیدا می کردند. در روزهای 15 تا 22 بهمن در کشور 2 دولت وجود داشت، یکی دولت موقت انقلاب اسلامی که مشروعیت و قانونی بودن خود را از حکم امام بدست آورده و مورد تأیید همه ملت بود و دیگری دولت بختیار که مردم و کارمندان انقلابی ادارات حتی اجازه نداده بودند وزیران کابینه او به داخل ساختمان وزارتخانه ها وارد شوند.

واقعه نیروی هوایی

مردم دسته دسته به دیدن امام می رفتند. ایران یکپارچه در جوش وخروش بود. همه چیز خبر از یک تحول سریع قریب الوقوع می داد. روز جمعه 20 بهمن، شب هنگام ناگهان صدای الله اکبر مردم از بام ها برخاست. خبر رسید که لشگر گارد شاهنشاهی به تعدادی از افراد نیروی هوایی که به انقلاب پیوسته اند حمله و تیراندازی کرده است. مردم از همه جا به طرف پادگان نیروی هوایی شتافتند. درگیری و اجتماع مردم تا صبح به طول انجامید. افراد نیروی هوایی با مشاهده امت حزب الله جان برکف درهای پادگان را به روی مردم گشودند. درهای اسلحه خانه شکسته شد و مردم مسلح شدند.

اعلام حکومت نظامی

با مسلح شدن مردم، شهر به حالت جنگی درآمد. ساعت 2 بعدازظهر روز شنبه 21 بهمن رادیو که در اشغال نظامیان بود اعلام کرد که از ساعت 4 بعدازظهر حکومت نظامی برقرار است و احدی حق عبور و حضور در معابر را ندارد. انقلاب معلوم بود که آمریکا می خواهد آخرین حربه خود را به کار برد. ساعت های تعیین سرنوشت فرارسیده بود. همه منتظر بودند ببینند امام در برابر این تهدید جدی چه عکس العملی نشان می دهد. اندکی قبل از آغاز حکومت نظامی اعلامیه امام که در آن حکومت نظامی را لغو کرده بود در شهر دست به دست و دهان به دهان منتشر شد. امام فرموده بودند: «... اعلامیه امروز حکومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچ وجه به آن اعتنا نکنند. برادران و خواهران عزیزم هراس به دل خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی حق پیروز است ...» مردم یکپارچه به خیابان ها آمدند، جمعیت در همه جا موج می ز د، حکومت نظامی شکست خورد و درگیری بین مردمی که مسلح شده بودند و نیروهایی که از ارتش به مردم پیوسته بودند با تانک ها و قوای گارد و بعضی مراکز نظامی و کلانتری ها آغاز شد.

پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357

انقلاب اسلامی ایران 22 بهمن سال 1357 به پیروزی رسید و مردم انقلابی، اداره حکومت کشور را به دست گرفتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران از نظر اوضاع واحوال داخلی عرصه حوادث تاریخی و مهم بی شمار و از نظر مسائل بین المللی کانون توجه سیاستمداران و عموم مردم جهان شد. این انقلاب نهضت مستقلی بود و با تأثیری که بر مستضعفان و مخصوصاً مسلمانان جهان به جا نهاده بود کاخ های مستکبران را به لرزه افکنده بود. به همین جهت از آغاز، آماج دشمنی و توطئه ابرقدرت ها شد. در سال های پس از پیروزی انقلاب کمیت و کیفیت حوادث کشور به اندازه ای فراوان و مهم بوده است که سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و حتی سال 1357 در مقایسه با آن بسیار آرام و کم حادثه است.

خاطره حضرت آیت الله خامنه ای از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی

در آن روزها ما در یک حالت بُهت بودیم. درحالی که در همه ی فعالیت های آن روزها ما طبعاً داخل بودیم. همان طور که می دانید ما عضو شورای انقلاب بودیم و یک حضور دائمی تقریباً وجود داشت. لکن یک حالت ناباوری و بهت بر همه ی ما حاکم بود. من یک چیزی بگویم که شاید شما تعجب بکنید. من تا مدتی بعد از ۲۲ بهمن هم که گذشته بود بارها به این فکر می افتادم که ما خوابیم یا بیدار و تلاش می کردم که از خواب بیدار شوم. یعنی اگر خواب هستم، این رؤیای طلایی که بعدش لابد اگر آدم بیدار شود هر چه قدر خواهد بود خیلی ادامه پیدا نکند، این قدر برای ما شگفت آور بود مسئله. سجده شکر... آن ساعتی که رادیو برای اول بار گفت صدای انقلاب اسلامی. من تو ماشین داشتم از یک کارخانه ای می آمدم به سوی مقرّ امام. یک کارخانه ای بود که عوامل اخلال گرِ فرصت طلب آن جا جمع شده بودند و شلوغی راه انداخته بودند و در بحبوحه انقلاب که هنوز شاید بختیار هم بود، آن روزهای مثلاً شاید هفدهم، هجدهم و مشکلات هنوز در نهایت شدت وجود داشت و هنوز هیچ کار انجام نشده بود این ها به فکر باج خواهی و باجگیری بودند. توی یک کارخانه ای راه افتاده بودند، تحریکات درست کرده بودند و این ها، ما رفتیم آن جا که یک مقداری سروسامان بدهیم. در مراجعت بود که رادیو اعلان کرد که صدای انقلاب اسلامی. من ماشین را نگه داشتم آمدم پائین روی زمین افتادم و سجده کردم؛ یعنی این قدر برای ما غیرقابل تصور و غیرقابل باور بود. هرلحظه ای از آن لحظات یک مسئله داشت، به طوری که اگر من بخواهم خاطرات ذهنی خودم را در آن مثلاً بیست روزِ حول وحوش انقلاب بیان کنم یقیناً نمی توانم همه آنچه را که در ذهن و زندگی آن روزِ ما می گذشت را بیان کنم.

بعدی
نظر
لینک مطلب :